عظمت و ماهیت بیبدیل ۱۰۶ شب حضور مردم در خیابانها بیداری شگرفی است که تنها، واژه «بعثت اجتماعی» میتواند حق مطلب را درباره آن ادا کند.
اما بعثت معانی گسترده و عمیقی دارد و همچنانکه در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن کریم امام شهید بیان شده، باید به یاد داشت «بعثت» ابتدا باید در درون جان انسان اشراب شود تا در بیرون، چشمهای زلال و حیاتبخش باشد. واقعیت صریح این است که حضور پرشور مردم در ۱۰۰ روز اخیر، در کنار تمام برکاتش، با آسیبهایی همراه بوده که به هیچ عنوان با شأن و ساحت یک «ملت مبعوث شده» سنخیت ندارد؛ آسیبهایی که اگر مرتفع نشود، رسالت عظیم این حضور را در غبار کجسلیقگیها دفن خواهد کرد. پیش از هرچیز باید نگاهی دوباره به مخاطب تجمعات میهنی این ۱۵ هفته قیام مردمی بیندازیم.
آنچه مشخص است این است که بعثت مردم در قالب تجمعات شبانه در همه ابعاد آن، پیش از هر چیز یک «رسانه» است که سه مقصد و مخاطب مشخص را هدف قرار میدهد:
پیامی برای آشوبگران: حضور ما اعلام این موضع قاطع است که اجازه نخواهیم داد فضای کشور برای دخالت بیگانه مهیا شود. ما معتقدیم هرچقدر هم که نقدها جدی و شرایط داخلی دشوار باشد، راهحل هرگز از مسیر نسخههای آمریکایی و اسرائیلی نمیگذرد.
پیامی برای بیگانگان: این حضور، نمایش «ارتش نرم ایران» است؛ پیامی که نشان میدهد برای دفاع از تمامیت ارضی و ارزشهای فرهنگی، تمام ایرانیان در یک صف متحد ایستادهاند.
پیامی برای تردیدکنندگان: مخاطب دیگر ما، هموطنانی هستند که همچنان با خوشبینی به وعدههای غرب مینگرند. ما با حضورمان میخواهیم یادآوری کنیم که استقلال و امنیت، کالای وارداتی نیست و تکیه بر منابع مالی و رسانهای دشمن، سرابی بیش نیست.
از دافعه رفتاری تا جاذبه رسالتی
همچنین باید پذیرفت که از میان مخاطب سهگانه بالا بخش قابلتوجهی از جامعه را تردیدکنندگان، یا با اغماض قشر خاکستری شکل میدهند که تصویری نه مثبت و نه منفی از تجمعات دارند. دوباره میپذیریم که عمده آن بخشی هم که تصویر مثبتی از تجمعکنندگان ندارد، به علت لجنپراکنی و تفرقهاندازی رسانههای معاند است؛ اما دردآور اینجاست که گاهی عملکرد ما، به این تصویر مغشوش رسانهای، «عینیت» میبخشد. ملتی که مبعوث شده تا کار را تمام کند، نباید با دستان خود، پازل تفرقه را تکمیل کند. از این رو بپذیریم که برخی رفتارها در این شبها نیازمند اصلاح فوری است؛ رفتارهایی از جنس:
خیابانبندیهای بیمنطق: بستن شریانهای اصلی شهر پس از ۱۰۰ روز، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، ایجاد دافعه میکند. اگر عرصهای برای تجمع نیست، باید از «مدل تجمعات خطی» در حاشیه چهارراه استفاده کرد تا حق تردد مردم ضایع نشود. ملت مبعوث شده، بنبستشکن است، نه بنبستساز!
آلودگی صوتی و سلب آرامش: پخش سرودها و مداحیها با صدای بیش از حد بلند؛ بهویژه پس از ساعت ۱۱ شب، با هیچ منطق شرعی و اخلاقی سازگار نیست. رعایت حال همسایگان و استراحت بیماران و کودکان، مصداق بارز «حقالناس» است. نباید اجازه داد طنین شعارهای الهی، با ناله یک همسایه دردمند همراه شود.
اختلال در ترافیک و رانندگی آرام: حرکت کُند خودروهای شرکتکننده در لاین سرعت و ایجاد راهبندانهای ساختگی، تصویری خودخواهانه از جریان انقلابی ارائه میدهد. ما مبعوث شدهایم تا باری از دوش مردم برداریم، نه اینکه خود بار ترافیکی مضاعف شویم.
تجاوز به حریم خصوصی اشخاص: سایش پرچم مقدس ایران به خودروهای عبوری بدون رضایت صاحبانشان یا شعار دادن مستقیم و مخاطب قرار دادن تهاجمی مردم در خودروهای عبوری، نهتنها اثر تبلیغی ندارد؛ بلکه به لجاجت اجتماعی دامن میزند.
انضباط شهری: ریختن زبالههای مراسم و بیتوجهی به نظافت معابر، ظلم به پاکبانان زحمتکشی است که خود بخشی از همین ملت مقاوم هستند. شهر مبعوث شده باید پاکیزهترین شهر باشد.
ملت مبعوث شده، ملتی است که «خردورزی» را با «شور انقلابی» گره زده است. اگر حضور ما در خیابان منجر به نارضایتی شهروندان و ایجاد تصویر «مردمی مزاحم» شود؛ یعنی در انجام رسالت خود شکست خوردهایم. ما کار را زمانی تمام میکنیم که قلبهای مردد را با اخلاق و نظم خود فتح کنیم، نه اینکه با بستن خیابان، راه نفوذ پیاممان به دلهای آنها را سد کنیم.





نظر شما